حجره

گاه نوشت های یک طلبه

حجره

گاه نوشت های یک طلبه

مشخصات بلاگ

در این زمانه ی دلگیر این دل گیر نگاه توست...

چند صباحی است مفتخرم به همراه تو شدن
چندی است بی تو احساس پوچی میکنم
چون تمام هست و نیستم تویی

زندگی ام با امید سرباز شدن و دلهره سربار شدن پر از تلاطم شده
روزها مشغول کتاب ام و شب ها مشغول دفتر...!

نمیگویم طلبه شدن آرزوی کودکی ام بود اما آرزوی جوانی ام شد...
یادت باشد به یادم بیاوری طلبگی وظیفه است

آخرین نظرات

۳ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

ماکیاولیسم (machiavelism)

نظریه سیاسی که به نام نیکولو ماکیاولی، سیاستمدار و متفکر ایتالیایی (1469-1527) نامدار است. بنیاد ماکیاولیسم بحث درباره ی روش و هدف در سیاست است. ماکیاولی در کتاب نامدار خویش، شهریار (prince) هدف عمل سیاسی را دستیابی به قدرت می داند، و بنابراین، آن را محدود به هیچ حکم اخلاقی نمی داند، و در نتیجه، به کار بردن هر وسیله را در سیاست برای رسیدن به هدف مجاز می شمارد، و بدینگونه سیاست را به کل از اخلاق جدا می کند. از این رو، ماکیاولیسم به معنای استفاده از هر وسیله و روشی، از جمله وسایل غیر اخلاقی، برای رسیدن به هدف است. ماکیاولی بر آنست که زمامدار، اگر بخواهد باقی بماند و موفق باشد، نباید از شرارت بهراسد و از آن بپرهیزد. زیرا بدون شرارت نگه داشتِ دولت ممکن نیست... برای داوری درباره ی فرمانروا هیچ سنجه و مقیاسی جز میزان موفقیت سیاسی و افزونیِ قدرت او وجود ندارد. فرمانروا برای دست یابی به قدرت و افزودن و نگهداشت آن مجاز است به هر عملی از زور و حیله و غدر و خیانت و نیرنگ و پیمان شکنی دست زند.

دانشنامه سیاسی، داریوش آشور، انتشارات مروارید، چاپ بیست و سوم، ص296

  • مهدی شوقی

آخر ماه صفر که می رسد طبق سنت چند ساله متنی با مضمون «حضرت رسول فرمودند: هرکس خروج از ماه صفر را به من بشارت دهد من نیز بهشت را به او بشارت میدهم» در پیامک ها و پست های شبکه های اجتماعی دست به دست می گردد. ولی کمتر کسی از فرستندگانِ این متن به صحت و سقم آن اهمیت می دهد چرا که به گمان خود راهی ساده و ارزان برای رسیدن به بهشت یافته اند که حاضر نیستند به راحتی از کنارش بگذرند و این بازی را ببازند.

بله، بازی! به بازی گرفتن اعتقادات یک امت! مگر تقوا و عمل صالح بازیچه است که با یک پیامک بتوان دورش زد و ره صد ساله را یک شبه پیمود؟!؟

البته کثیری از این افراد به سبب دل پاک و نیت خوش خود این متن را ترویج می کنند ولی متعجبم از آن هایی هر ساله همین را می فرستند و هر ساله توضیح مرا می شنوند ولی باز تکرار می کنند! توصیه من به ایشان تلاوت قرآن و خوردن کندر است که برای حافظه بسیار مفید می باشد.

اما ماجرا از چه قرار است؟ آیا این روایت از اساس جعلی است؟ یا اینکه دچار بدفهمی و تقطیع قرار گرفته؟

خودتان متن اصلی روایت را به همراه ترجمه آن بخوانید و نتیجه گیری کنید:

این روایت در باب «معنى قول النبی (ص) من‏ بشرنی‏ بخروج‏ آذار فله الجنة» از کتاب معانی الاخبار (النص / 204) و همچنین کتاب علل الشرایع مرحوم شیخ صدوق (ج 1 / ص 175) و در روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه اثر مرحوم محمد تقی مجلسی (ج 13 / ص 3) و با سلسله‌ی سند ذیل بیان شده:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ الشَّیْبَانِیُّ وَ أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ وَ الْحُسَیْنُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُؤَدِّبُ وَ عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الوَرَّاقُ وَ عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ‏ الدَّقَّاقُ قَالُوا حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ یَحْیَى بْنِ زَکَرِیَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَکْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِیبٍ قَالَ حَدَّثَنَا تَمِیمُ بْنُ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْعَبْدِیِّ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ

سلسله سند به صحابی بزرگوار، عبدالله بن عباس منتهی می‌شود که ایشان اصل واقعه را اینگونه توصیف می‌کند:

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏ کَانَ النَّبِیُّ (ص) ذَاتَ یَوْمٍ فِی مَسْجِدِ قُبَا وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ،

از ابن عباس نقل شده که گفت: روزی پیامبر (ص) به همراه تعدادی از اصحاب‌شان در مسجد قبا نشسته بودند،

فَقَالَ أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ عَلَیْکُمُ السَّاعَةَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ،

رسول خدا (ص) فرمود: اولین کسی که الان بر شما وارد می‌شود، مردی از اهالی بهشت است،

فَلَمَّا سَمِعُوا ذَلِکَ قَامَ نَفَرٌ مِنْهُمْ فَخَرَجُوا وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ یُحِبُّ أَنْ یَعُودَ لِیَکُونَ أَوَّلَ دَاخِلٍ فَیَسْتَوْجِبَ الْجَنَّةَ،

برخی از اصحاب تا این سخن را شنیدند، برخاسته و از مسجد خارج شدند، تا دوباره وارد شده و اولین کسی باشند که بهشت بر او واجب می‌شود،

فَعَلِمَ النَّبِیُّ ص ذَلِکَ مِنْهُمْ فَقَالَ لِمَنْ بَقِیَ عِنْدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ: إِنَّهُ سَیَدْخُلُ عَلَیْکُمْ جَمَاعَةٌ یَسْتَبِقُونَ. فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ،

پیامبر (ص) متوجه شده، و به بقیه اصحاب که نزد ایشان بودند، فرمودند: اکنون جماعتی در حال سبقت گرفتن از یکدیگر، بر شما وارد می‌شوند، (ولی از میان آنها) کسی که پایان یافتن ماه آذار (نام یکی از ماه‌های رومی معادل ماه خرداد و در آن زمان معادل ماه صفر) را بر من بشارت بدهد، اهل بهشت است،

فَعَادَ الْقَوْمُ وَ دَخَلُوا وَ مَعَهُمْ أَبُو ذَرٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ،

آن جماعت برگشتند و وارد شدند و ابوذر رضی الله عنه نیز همراهشان بود،

فَقَالَ لَهُمْ فِی أَیِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُّهُورِ الرُّومِیَّةِ؟

پیامبر به آنها فرمود: ما در کدام‌یک از ماه‌های رومی هستیم؟

فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ قَدْ خَرَجَ آذَارُ یَا رَسُولَ اللَّهِ.

ابوذر گفت: یا رسول الله! ماه آذار به پایان رسیده است.

فَقَالَ ص قَدْ عَلِمْتُ ذَلِکَ یَا أَبَا ذَرٍّ وَ لَکِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ یَعْلَمَ قُومِی أَنَّکَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ کَیْفَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ وَ أَنْتَ الْمَطْرُودُ عَنْ حَرَمِی بَعْدِی لِمَحَبَّتِکَ لِأَهْلِ بَیْتِی فَتَعِیشُ وَحْدَکَ وَ تَمُوتُ وَحْدَکَ وَ یَسْعَدُ بِکَ قَوْمٌ یَتَوَلَّوْنَ تَجْهِیزَکَ وَ دَفْنَکَ أُولَئِکَ رُفَقَائِی فِی الْجَنَّةِ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُون‏

پیامبر فرمود: ای اباذر! من این مسأله را می‌دانستم ولی دوست داشتم قوم من بدانند که تو مردی از اهالی بهشتی، و چطور این‌گونه نباشد، در حالی که تو بعد از من به دلیل محبتت به اهل بیتم، از حرم من طرد (تبعید) می‌شوی، تنها زندگی می‌کنی و تنها می ‌میری، و قومی که امر کفن و دفن تو را انجام می‌ دهند، به واسطه‌ی تو خوشبخت می ‌شوند، آنها دوستان من در بهشتی هستند که به پرهیزکاران وعده داده شده است.

همان طور که مطالعه فرمودید این روایت در شأن یکی از بهترین صحابه‌ی پیامبر بزرگوار اسلام صلوات الله علیه و آله است که به دلیل رواج آن باور غلط، محور حدیث، به کلی فراموش شده است.

یکی دیگر از رفتارهای نادرست که بیشتر در بین خانم ها رواج یافته و به نظر می رسد ناشی از همین برداشت نادرست از روایت مذکور باشد؛ این است که شب اول ماه ربیع الاول برخی به راه می افتند و درب هفت مسجد را می کوبند تا خبر دهنده ی اتمام ماه صفر به رسول خدا باشند. البته این حرکت در شهرهای مختلف شکل های متفاوتی دارد که تمام شان در بی سند بودن شبیه هم هستند.

  • مهدی شوقی

واژه علم، مشترک لفظی است و در معانی متعددی به کار رفته است:

1.      کاربرد علم در مقابل جهل که بر همه دانستنی ها، اعم از تصورات و تصدیقات، علوم حصولی و حضوری، علوم عقلی، حسی، شهودی و نقلی، تک گزاره ها و یا رشته های علمی اطلاق می شود.

2.      علم به معنای قطع و یقین و متعلق آن، گزاره هایی هستند که مورد یقین آدمی باشند؛ اعم از اینکه آن گزاره یقینی، صادق و مطابق با واقع باشد یا اینکه کاذب و خلاف واقع باشند. علم در این کاربرد، مقابل شک، ظن و وهم قرار دارد.

3.      علم به معنای نظام سیستمی از گزاره های حصولی که با روش های مختلف کسب معرفت به دست آمده اند؛ مانند علوم تجربی، فلسفی، تاریخی، عرفانی، ادبی و... .

4.      علم به معنای نظام و سیستمی از گزاره های حصولی، نه حضوری، که با روش های حسی و تجربی تحصیل شده و به صورت فنی، طبقه بندی شده اند؛ مانند علوم تجربی، طبیعی و انسانی. در این اطلاق، فقه، اصول، کلام، فلسفه، عرفان و علوم ادبی و تاریخی، علم به شمار نمی آیند.

ساحت های گوناگون علوم تجربی، منشأ تقسیم های گوناگونی در این دسته از دانش شده است؛ برای نمونه، علوم تجربی را می توان به اعتبار موضوع، به علوم طبیعی و انسانی تقسیم کرد. علوم انسانی ناظر به شناخت روابط میان رفتارهای فردی و اجتماعی، ارادی و غیر ارادی و آگاهانه و غیرآگاهانه هستند و شامل روان شناسی، جامعه شناسی، علوم سیاسی، علوم تربیتی و اقتصاد و مدیریت می گردند. علوم طبیعی مانند فیزیک، شیمی، زیست شناسی و... ناظر به کشف پدیده های طبیعی هستند. علوم طبیعی و انسانی به اعتبار تئوری سازی و بهره مندی از تئوری ها به دو دسته علوم تولید کننده و مصرف کننده تقسیم می گردند. مقصود از علم در بحث علم دینی، علوم طبیعی و انسانی هستند.


منابع:

کلام جدید، عبدالحسین خسروپناه،ص390 / آموزش فلسفه، محمدتقی مصباح یزدی، ج1، ص61 / فلسفه علم، مهدی دهباشی، ص1-10.

  • مهدی شوقی