حجره

گاه نوشت های یک طلبه

حجره

گاه نوشت های یک طلبه

مشخصات بلاگ

در این زمانه ی دلگیر این دل گیر نگاه توست...

چند صباحی است مفتخرم به همراه تو شدن
چندی است بی تو احساس پوچی میکنم
چون تمام هست و نیستم تویی

زندگی ام با امید سرباز شدن و دلهره سربار شدن پر از تلاطم شده
روزها مشغول کتاب ام و شب ها مشغول دفتر...!

نمیگویم طلبه شدن آرزوی کودکی ام بود اما آرزوی جوانی ام شد...
یادت باشد به یادم بیاوری طلبگی وظیفه است

آخرین نظرات

۲ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

خواننده محترم؛

 این مطلب در صدد بیان این نیست که فقر خوبه یا بده! فقر منتهی به کفر میشه یا نه! صرفاً میخواهد بگوید که حدیث مذکور در متن می تواند معنایی غیر از آنچه شما شنیده یا خیال می کردید هم داشته باشد. پس لطفاً از  نوشتن نظرات بی ربط و بعضاً بی ادبانه خودداری کنید.


در برخورد با احادیث و معنای قابل برداشت از آنها همیشه باید جنبه احتیاط و دقت را رعایت کرد ، چون گاهی با یک بی دقتی و کم توجهی ساده تفاوت های زیادی حاصل می شود که گاه بینش ساز هم می شوند.

در گذشته ای نه چندان دور که هنوز خاطره اش در اذهان اکثر باقی است ، برخی برای اثبات خود و کنار زدن دیگران از حدیثی بهره جستند و با ترجمه ای نادرست و حتی مبتدیانه باعث ایجاد دیدگاه هایی خاص شدند که ما در اینجا به آن نظرات و پیامدهایش کاری نداریم و صرفاً می خواهیم به بررسی آن حدیث بپردازیم و معنای دقیق آن را معرفی کنیم.

آن حدیث که بارها از تریبون های سیاسی و مکتوبات وابسته شان مطرح شد این است:

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): کاد الفقرُ أن یکون کفراً.

 نزدیک است که فقر به کفر انجامد.  الکافی ج2 ص307(چاپ اسلامیه)

خب! با این ترجمه اشتباه مسلماً با مشکل مواجه خواهیم شد ، چطور می شود که فقر به کفر منجر شود؟ چه دلیلی بر این مدعا وجود دارد؟ مگر نه اینکه اکثر اولیاءالهی فقیر بودند؟! اصلاً این همه فقیری که در اطراف خود دیده ایم چند نفرشان به کفر کشیده شده اند به سبب همین فقر؟!

بهتر است به معانی کلمات بپردازیم ، در این ترجمه فقر را معادل معنای متعارف در زبان فارسی یعنی بی پولی و تنگ دستی شمرده اند. ولی با مراجعه به کتب لغت عربی با چیزهای دیگری مواجه خواهیم شد. به طور مثال ما با رجوع به کتاب گران­ سنگ المفردات فی غریب القرآن از مرحوم علامه راغب اصفهانی از قدیمی ترین و معتبرترین کتب لغت شناسی قرآنی با سطور زیر برخورد می کنیم که در آن مرحوم نویسنده برای فقر چهار معنا ذکر می کند:

« 1ـ وجود نیاز ضروری که مصداقی عام و برای انسانها تا زمانی که در دار دنیا زندگی می­کنند، می­باشد، بلکه شامل تمام موجودات می­گردد. لذا فرمود: یا ایها الناس انتم الفقراءُ الی الله ـ فاطر15ـ و به همین معنا اشاره شده است که در وصف انسان فرمود: و ماجعلناهم جسداً لایأکلون الطعام ـ انبیاء 8 ـ

2ـ فقری که نشأت گرفته از عدم درآمد باشد که در آیه­ی شریفه­ی للفقراء الذین اُحصروا فی سبیل الله لایستطیعون ضرباً فی الارض یحسبهم الجاهل أغنیاءَ من التَّعَفُّفِ ـ بقره 273ـ به آن اشاره شده است ، إن یکونوا فقراءَ یُغنِهِمُ الله مِن فَضلِه ـ نور32ـ و إنما الصدقاتُ للفقراء و المساکین ـ توبه60 ـ

3ـ فقر روحی که مصداق آن حرص است همان گونه که در روایات نبوی شریف وارد شده است که: کادَ الفقر أن یکون کفراً چه بسا که حرص و آزمندی انسان را به وادی کفر بکشاند. و در مقابل آن بی نیازی روحی قرار دارد که فرمود الغِنی غِنی النفس زیباترین مصداق بی نیازی ، بزرگ منشی و غنای نفس است و منظور این است که آنکه قناعت پیشه نکند ، وجود اموالش در بی نیازی او سودی نخواهد داشت.

4ـ فقر به سوی پروردگار که در دعای زیر به آن اشاره شده است اللهم اَغنِنی بالإفتقار إلیک و لاتفقِرنی بالإستغناء عنک و در آیه­ی شریفه­ی رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلیَّ من خیرٍ فقیرٌ ـ قصص24ـ همین معنا مقصود می­باشد. »

همانطور که مشاهده کردید مثالِ مورد سوم همین حدیث شریف نبوی می باشد ، یعنی به نظر ایشان فقر در این حدیث به معنای بی پولی و تنگ دستی نیست بلکه به معنای فقر روحی است که مصداق کاملش حرص می باشد ، با این تفسیر، کمی رابطه بین کفر و فقر واضح می شود ، همانطور که در کتب مبسوط اخلاقی حرص به عنوان یکی از پلیدترین رذیله های اخلاقی معرفی شده و زمینه های انحراف که از حرص منشعب می شود را نیز معرفی کرده اند که ما چون درصدد بیان بحث اخلاقی نیستیم از تطویل کلام خودداری می کنیم و ادامه آن را به همان کتب اخلاقی وا میگذاریم.

برای اثبات این مطلب که در زبان عربی فقر صرفاً در معنای فقرمالی استعمال نمی شود هم به چند حدیث شریف استشهاد می کنیم که مشخصاً در این احادیث فقر در معنایی غیر از فقرمالی استعمال شده است:

1.    الامام الحسن(ع) ـ لما سئل عن الفقر ـ قال: الحرص و الشَّرَه ؛ در پاسخ به اینکه فقر چیست؟ فرمود: آزمندی و سیری ناپذیری (معانی الاخبار ص244)

2.    الامام علی(ع): لافقرَ کالجهل ؛ هیچ فقری چون نادانی نیست. (حکمت54)

3.    الامام علی(ع): اکبر الفقر الحُمق ؛ بزرگترین فقر کم خردی است. (حکمت38)

حال سوالی باقی ست که فقر مالی در نگاه اهل بیت علیهم السلام چه جایگاهی دارد؟ آیا مذموم است یا ممدوح؟ مسلماً با دیدگاهی تفصیلی مواجه خواهیم شد که در مواردی سخن از مدح آن به میان آورده اند و در مواردی خاص سخن از ذم آن ؛ برای نمونه به دو حدیث اشاره می کنیم:

1.    رسول الله(ص): الفقر خیرٌ للمؤمن مِن الغِنی إلا من حَمَلَ کلّاً  أو أعطی فی نائبةٍ ؛ فقر برای مومن بهتر از توانگری است ، مگر کسی که بار هزینه­ ای را از کسی به دوش کشد یا در گرفتاری و مشکلات مردم کمک کند. (تنبیه الخواطر،ص303)   

2.    الامام صادق(ع): الفقر مَعَنا خیرٌ مِن الغِنی مع غیرنا ، و القتلُ مَعَنا خیرٌ مِن الحیاة مع غیرنا ؛ فقیر بودن و با ما بودن بهتر است از توانگر بودن و با غیر ما بودن و کشته شدن و با ما بودن بهتر است از زنده بودن و با غیر ما بودن. (میزان الحکمه،ح16048)

با توجه به مفاد این دو حدیث و بسیاری از احادیث دیگر این نتیجه به دست می آید که غِنا به خاطر آفات اش و فقر به خاطر سختی هایش ، هیچ کدام شان مورد تایید و تشویق مطلق نیستند ، بلکه "قدر کفایت" آن چیزی است که مورد توجه اهل بیت علیهم السلام می باشد.

در انتها لازم به تذکر است که تقطیع حدیث در معنای آن بسیار مؤثر است ، و اکثر کسانی که قصد دارند نظر خود را از  احادیث اثبات کنند از این روش ناجوان مردانه استفاده می کنند. لذا شاید جالب باشد بدانید که همین حدیث مورد بحث ما تقطیع شده بوده و متن کامل آن این است: « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏): کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْراً وَ کَادَ الْحَسَدُ أَنْ یَغْلِبَ الْقَدَرَ » که این حدیث در کتاب های کافی و بحارالانوار در بخش احادیث اخلاقی و حسد به این شکل آورده شده است.

 

 

  • مهدی شوقی

بو می­شنوم ، بوی پوسیدگی ، از کجاست؟
از مغزهای پوسیده­ شان ، بوی تعفُّن ­اش هوای ذهنم را آلوده کرده!
 مرا چه می ­شود که آشفته حالم ، مگر همین خشکِ مقدس ­های تارِک دنیا و تاریک ذهن مولا را در صفین در تنگنا نگذاشتند؛
 اما تو هنوز تنگنا را نفهمیده ­ای...

این روزها اگر سخت می گذرد ملالی نیست تا وقتی اسوه ات مولا متقیان باشد ، بگذار و بگذر...

  • مهدی شوقی