حجره

گاه نوشت های یک طلبه

حجره

گاه نوشت های یک طلبه

مشخصات بلاگ

در این زمانه ی دلگیر این دل گیر نگاه توست...

چند صباحی است مفتخرم به همراه تو شدن
چندی است بی تو احساس پوچی میکنم
چون تمام هست و نیستم تویی

زندگی ام با امید سرباز شدن و دلهره سربار شدن پر از تلاطم شده
روزها مشغول کتاب ام و شب ها مشغول دفتر...!

نمیگویم طلبه شدن آرزوی کودکی ام بود اما آرزوی جوانی ام شد...
یادت باشد به یادم بیاوری طلبگی وظیفه است

آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دوستی» ثبت شده است


 

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْکَرَاجُکِیُّ فِی کَنْزِ الْفَوَائِدِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الصَّیْرَفِیِ‏ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْجِعَابِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْعَلَوِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ (ع) قَالَ:   امام علی(ع) فرمود:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند:

لِلْمُسْلِمِ عَلَى‏ أَخِیهِ‏ ثَلَاثُونَ‏ حَقّاً ؛ مسلمان بر برادر مسلمانش سی حق دارد

لَا بَرَاءَةَ لَهُ مِنْهَا إِلَّا بِالْأَدَاءِ أَوِ الْعَفْوِ ؛ که از آنها رهایی نمی یابد مگر به ادای این حقوق یا بخشش برادر مسلمان او.

یَغْفِرُ زَلَّتَهُ وَ  ؛ لغزش های او را ببخشد.

یَرْحَمُ عَبْرَتَهُ وَ ؛ به اشک چشم و اندوه او رحم کند یا در مقابل اندوهش دلسوزی کند

یَسْتُرُ عَوْرَتَهُ وَ ؛ زشتی های او را [از دیگران] مخفی نماید

یُقِیلُ عَثْرَتَهُ وَ ؛ از لغزشش در گذرد  (علی الظاهر عثره از زلّه خفیف تر است، یعنی زلته در بند اول شدید تر از عثرته است.)

یَقْبَلُ مَعْذِرَتَهُ وَ ؛  عذرش را بپذیرد

یَرُدُّ غِیبَتَهُ وَ ؛  غیبتی از او شد رد نماید یا ازغیبتش جلوگیری کند (منظور اینه که وقتی از برادر مسلمانش غیبت کردند مانع از غیبت کردن بشود و آن را رد کند)

یُدِیمُ نَصِیحَتَهُ وَ  ؛ پیوسته خیرخواه او باشد یا او را همواره نصیحت کند

یَحْفَظُ خُلَّتَهُ وَ  ؛ دوستی اش را پاس بدارد

یَرْعَى ذِمَّتَهُ وَ  ؛ نسبت به قرض و دینش جانب مراعات را نگه دارد

یَعُودُ مَرْضَتَهُ وَ ؛ از او عیادت کند

یَشْهَدُ مَیْتَتَهُ وَ ؛ هنگام فوتش حاضر باشد و تشییع اش کند

یُجِیبُ دَعْوَتَهُ وَ ؛ دعوتش را اجابت کند

یَقْبَلُ هَدِیَّتَهُ وَ  ؛ هدیه اش را بپذیرد

یُکَافِئُ صِلَتَهُ وَ  ؛ لطفش را بی پاسخ نگذارد

یَشْکُرُ نِعْمَتَهُ وَ  ؛ نعمتش را شکر گوید

یُحْسِنُ نُصْرَتَهُ وَ  ؛ او را به نیکی یاری کند

یَحْفَظُ حَلِیلَتَهُ وَ  ؛ ناموسش را حفظ کند

یَقْضِی حَاجَتَهُ وَ  ؛ حاجتش را برآورد

یَشْفَعُ مَسْأَلَتَهُ وَ  ؛ خواسته اش را شفاعت کند

یُسَمِّتُ عَطْسَتَهُ وَ  ؛ عطسه اش را تحیت گوید

یُرْشِدُ ضَالَّتَهُ وَ  ؛ گم شده اش را راهنمایی کند

یَرُدُّ سَلَامَهُ وَ  ؛ سلامش را پاسخ گوید

یُطَیِّبُ کَلَامَهُ وَ ؛ کلامش را مبارک و شیرین پندارد

یُبِرُّ إِنْعَامَهُ وَ  ؛ در مقابل محبت و انعامش به نیکی جواب دهد

یُصَدِّقُ أَقْسَامَهُ وَ ؛ سوگندهایش را تصدیق کند

یُوَالِی‏ وَلِیَّهُ (وَ لَا یُعَادِ) وَ ؛ با دوستانش دوستی کند

یَنْصُرُهُ ظَالِماً وَ مَظْلُوماً فَأَمَّا نُصْرَتُهُ ظَالِماً فَیَرُدُّهُ عَنْ ظُلْمِهِ وَ أَمَّا نُصْرَتُهُ مَظْلُوماً فَیُعِینُهُ عَلَى أَخْذِ حَقِّهِ وَ  ؛ در حالی ظالم است یا مظلوم یاری اش کند و اما یاری کردن در حال ظالم بودنش در این است که او را از ظلم بازدارد و اما یاری کردن در حال مظلوم بودنش در کمک کردن بر گرفتن حق است

لَا یُسْلِمُهُ وَ لَا یَخْذُلُهُ وَ  ؛ او را خوار و ذلیل نکند

یُحِبُّ لَهُ مِنَ الْخَیْرِ مَا یُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ ؛ آن چه برای خود می پسندد برای اون نیز بخواهد

یَکْرَهُ لَهُ مِنَ الشَّرِّ مَا یَکْرَهُ لِنَفْسِهِ ؛ آن چه برای خود نمی پسندد برای او نیز نپسندد

ثُمَّ قَالَ(ع) سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) یَقُولُ ؛ سپس امام علی(ع) فرمود شنیدم از رسول خدا که می فرمود:

إِنَّ أَحَدَکُمْ لَیَدَعُ مِنْ حُقُوقِ أَخِیهِ شَیْئاً فَیُطَالِبُهُ بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَیُقْضَى لَهُ وَ عَلَیْهِ ؛ هرکس از شما چیزی از حقوق برادرش را واگذارد در روز قیامت از او مطالبه می شود و بر عهده اوست که برایش به جا آورد.

 

آدرس حدیث: وسائل الشیعة ؛ شیخ حرعاملی؛ ج‏12 ؛ ص212 ؛ موسسه آل البیت(علیهم السلام) ؛ چاپ اول

.

  • مهدی شوقی